1
استادیار گروه اقتصاد کشاورزی/ دانشگاه تربت حیدریه/خراسان رضوی / ایران
2
استادیار گروه اقتصاد/ دانشگاه شهید باهنر کرمان/ مجتمع آموزش عالی بافت/کرمان/ایران
چکیده
امروزه آزمایشهای انتخاب گسسته ) DCE ( در بسیاری از زمینهها، از جمله ارزشگذاری محیط زیست، کاربرد فراوانی پیدا کردهاند. یکی از دلایل محبوبیت این روشها آن است که گفته میشود در مقایسه با سایر روشهای مبتنی بر ترجیحات بیان شده ) SP (، اطلاعات دقیقتری را برای تصمیمگیری ارائه میدهند. نتیجهی یک آزمایش یا آزمون انتخاب گسسته در حوزهی ارزشگذاری محیطزیست نه تنها معیاری برای کل اثر رفاهی تغییرات زیستمحیطی ناشی از اقداماتی مانند جابهجایی سدهای رودخانهای برای ایجاد سیلبند است، بلکه برای ویژگیهای خاص اقدامات مدیریتی، در خصوص ترجیحات اطلاعاتی اضافی ارائه میدهد: میزانِ مناطق سیلبندیشده بهدستآمده، جنگلی بودن یا نبودن سیلبندها، یا تأثیرگذاری تغییرات بر فرصتهای تفریحی. با این حال، بر اساس تجربهی ما، طراحی، اجرا و تحلیل آزمایشهای انتخاب گسسته فرآیندی پیچیدهتر از بهکارگیری سایر روشهای ارزشگذاری مانند روش ارزشگذاری مشروط 1 ( CVM ) است. بنابراین، اطمینان از اعتبار و قابلیت اطمینانِ برآوردهای رفاهیِ مورد درخواست، نیازمند آگاهی از عوامل متعددی است که میتوانند بر هر دوی آنها تأثیر بگذارند.